امروز : سه شنبه, ۱۹ خرداد , ۱۴۰۵
- «فیلم کوتاه جنجالی “عُمر” از هامونفیلم به فیلیمو میرسد؟»
- کلهرنیا: شوشتر نماینده تمام سرزمینهای خشک ایران است
- علی آبادی: پیوند هنر و آب باید جوشان و ماندگار بماند
- پاییز پرهزینه برای سازندگان مسکن
- آیین اختتامیه پانزدهمین دوره جایزه سینمایی ققنوس
- موالی زاده:هنرمندان پیوندی میان دغدغه اجتماعی و زیبایی هنر پدید آوردند
- آیه ۳۱ سوره اعراف؛ سوال روز هشتم مسابقه زندگی با آیهها در استان سمنان
- وزیر فرهنگ و ارشاد: سال آبی هنر ایران از شوشتر آغاز شد
- حاکمان و نخبگان مخاطب اول در لزوم صرفهجویی در مصرف منابع عمومی هستند
- تفاهمنامه ۲۵۰۰میلیارد ریالی بین استانداری خوزستان ووزارت ارشاد امضاشد
- ماجرای چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل در بیابان چیست/محتویات تابوت سکینه
- پشت صحنه زندگی یک قهرمان؛ از دوپینگ تا مبارزه درون قفس!
- نهاد وکالت از تاسیس داور تا تثبیت مصدق/وکیل دادگستری طبیب حقوقی است
- انتشار آلبوم «بامداد بزم» با هدف ارائه یک بیان تازه
- سوال روز هشتم مسابقه «زندگی با آیهها» در سمنان اعلام شد
- «گاهی» روایت آدمهایی است که میخواهند فهمیده شوند؛ تمرکز روی صداقت
- گرامیداشت یاد سیدحسن نصرالله توسط حجتالاسلام قمی با شعری از متنبی
- هر متر آپارتمان در تهران چند سکه می ارزد؟
- پیام آیه روز طرح«زندگی با آیهها»؛ ضرورت نهادینهسازی فرهنگ مصرف صحیح
- شرط چین برای اکران «مرد عنکبوتی»؛ مجسمه آزادی حذف شود
- وزیر ارشاد درگذشت حجتالاسلام امام جمارانی را تسلیت گفت
- بازار ملک تهران در فاز انتظار
- اجرای نمایش آئینی «ماه بر روی زمین» در فرهنگسرای اندیشه
- رفیعی: جریان نفاق از درون به پیکره جامعه ضربه میزند
- وام مسکن ارزان شد؟
- برگزاری مراسم یادبود هادی ساعد محکم در خانه سینما
- میرعمادی: قرآن با انذار و تبشیر انسانها را هدایت میکند
- پویانفر خطاب به «آقای صدا و سیما» چه گفت؛ تکلیف «پایتخت ۸» روشن شد؟
- عبداللهزاده: اسراف یعنی نادیده گرفتن «امانت» بودن نعمتها
- جوایز تجلی اراده ملی اهدا شد؛ هنرمندان در جستجوی عدالت نایافته هستند
- دعای روز نهم ماه رمضان و اوقات شرعی تهران/صوت و شرح دعای روز
- «بابا آب داد» افتتاح شد؛ وقتی آب، روایتگر فرهنگ و بحران میشود
- چهکار کنیم تا هنگام موفقیت، مغرور و زمان شکست، ناامید نشویم؟
- تبیین آیه نهم زندگی با آیهها؛ مریم حاجی عبدالباقی
- اجرای نمایشی درباره زندگی جرج الیوت و حضور سعید چنگیزیان در کاخ هنر
- در لحظهای که تو را به عنوان یک نخبۀ ملی تحسین میکنند خدا را یاد کن
- آغاز سال آبی هنر ایران؛ مجسمه بهمن محصص به موزه هنرهای معاصر تهران رفت
- تفسیر آیه نهم زندگی با آیهها؛ حجتالاسلام عابدینی
- ریچارد لینکلیتر برنده جایزه سزار ۲۰۲۶ فرانسه شد؛ تجلیل از جیم جری
- انقلاب تدبر در قرآن؛ استان سمنان پیشتاز شد
- تاثیر رکود ساخت و ساز بر مصرف و تولید سنگ های ساختمانی| شکلگیری فدراسیون جهانی سنگ
- چالش کار با بازیگر عرب؛ «سرزمین فرشتهها» به جشنوارههای جهانی میرود؟
- نرخ گندم باید بالای ۵۲ هزارتومان باشد؛ واردات با آزادسازی ارز دیگر جذابیت ندارد
- قیمت طلای ۱۸عیار امروز پنجشنبه ۷ اسفند/ کاهش قیمتها + جدول
- دولت و ثروتمندان درباره «ازدواج جوانان» در قیامت بازخواست میشوند
- «نبرد رباتها» با جذابیت نمونه خارجی؛ دخترانی که در روستا ربات ساختند
- چرا بعضی کتابها کمیاب یا نایاب میشوند؟
- هزینه فرصت تسهیلات مسکن در ایران چقدر است؟
- بیمه عمر متصل به طلا؛ سبدگردانی با سرمایه خرد
- انفجار تقاضا در بازار مبلمان اداری ایران
محمود دولتآبادی: سانسور تقوایی را کنار زد
دولتآبادی گفت: بهنظرم تقوایی ظرفیتهای بیشتری داشت ولی متأسفانه شرایط اجتماعی ما در این سالها و موانع که بیشتر متوجه دوستان سینمایی است مانند سانسور در مراحل مختلف، به نحوی آقای تقوایی را کنار زد. او هم که از نظر تن و توش بنیه زیادی نداشت. بنابراین تباهی یک شخصیت هنری مانند ناصر تقوایی از ۲۰ سال پیش شروع شد. من هم کمابیش در جریان احوالش بودم.
محمود دولتآبادی ناصر تقوایی را کارگردان دانا و موفقی میخواند و به دورهای که از آن سربرآوردند اشاره کرده و میگوید: ما داریم تمام میشویم و حیف شد که شرایط اجازه نداد آدمهایی که در این دوره پدید آمده بودند با یکدیگر کار کنند.
به گزارش ایسنا، این نویسنده پیشکسوت در پی درگذشت ناصر تقوایی، فیلمساز مطرح کشورمان که تجربه داستاننویسی هم داشت، بیان کرد: تقوایی هنرمند ارزندهای بود. من داستانهای او را خوانده بودم که دیدمش و با او درباره کتاب صحبت کردم. جوان بود و نوشتههایش تصویری بود و همین تصویری بودن او را به سمت سینما هدایت کرد و چه خوب شد که به سینما رفت. تقوایی کارگردان موفق و دانایی بود.
او سپس ادامه داد: بعد از ماجراهایی که در دوره قبل از انقلاب برایم پیش آمد و کارم به بازداشت کشیده شد، روابط ما کم و بعد قطع شد، البته ارتباطمان زیاد هم نبود. بعد از انقلاب هم گهگاه همدیگر را دیدیدم. یکبار اتفاقا او را دعوت کردم و به بیرون شهر رفتیم تا از او بپرسم چه کسی پیشنهاد کرد که شما «دایی جان ناپلئون» را بسازید؟ خب «دایی جان ناپلئون» نمایش مُسلسلی بود که همه مردم ایران دیدند. گفت: والله خود آقایان! گفتم: یعنی چه؟ گفت: آقای گرگین این کتاب را به من داد و گفت از طرف آقای رئیس تلویزیون است.
من داشتم میرفتم اهواز. گفت این کتاب را در راه بخوان. من هم خواندم. زمانی که برگشتم، گفت: بهنظرت چطور میرسد؟ گفتم: کتاب خوبی است. گفتند: میتوانی آن را فیلم کنی؟ گفتم: بله؛ و شروع کردم فیلم کردن. قصدم از این سؤال این بود که بدانم چه کسانی پشت سیاست این سریال بودند که توانست زندگی دربار را در آن زمان با آن بیان شیرین مضحکه کند؟ دیدم خود آقایان بودند. این سریال خیلی موفق بود.
دولتآبادی خاطرنشان کرد: بهنظرم تقوایی ظرفیتهای بیشتری داشت ولی متأسفانه شرایط اجتماعی ما در این سالها و موانع که بیشتر متوجه دوستان سینمایی است مانند سانسور در مراحل مختلف، به نحوی آقای تقوایی را کنار زد. او هم که از نظر تن و توش بنیه زیادی نداشت؛ بنابراین تباهی یک شخصیت هنری مانند ناصر تقوایی از ۲۰ سال پیش شروع شد. من هم کمابیش در جریان احوالش بودم.
او سپس با اشاره به دیدارهای گاهگاه خود با تقوایی گفت: یکی دوبار هم او را دیدم و به خانه رساندمش و یکبار درباره رودکی صحبت کردیم. ایشان گفت با هم درباره رودکی کار کنیم. گفتم من اهل تحقیق نیستم. بحث بر این بود که زبان رودکی نمیتواند ناگهانی متولد شده باشد
محمود دولتآبادی در ادامه گفتوگو با ایسنا درباره اینکه ناصر تقوایی میخواست فیلمی از رمان «جای خالی سلوچ» او بسازد گفت: به من گفت طرح «جای خالی سلوچ» را بنویس و به من بده تا برای ساختن آن فکر کنم. گفتم: ناصر من مینویسم ولی تو نمیتوانی این کار را بکنی، برای اینکه دشوار است. قسمتهایی که عباس با شتر کار دارد، سنگین است. ولی نوشتم و طرح را به او دادم. البته انجام نگرفت. به هر حال دیگر نپرسیدم چرا انجام نگرفت. متأسفانه نشد. اگر تواناییاش را میداشت در زمانی که نیرو داشت، بهترین کارگردان برای ساختن این اثر بود. بههرحال طرح موجود است و «مرضیه» (وفامهر، همسر ناصر تقوایی) میتواند آن را در آرشیو تقوایی پیدا کند، زیرا آن را از تقوایی نگرفتم.
این داستاننویس در پایان خاطرنشان کرد: دورهای که گذشت، و ماها داریم به آخر میرسیم، حیف شد که شرایط اجازه نداد آدمهایی که در این دوره پدید آمده بودند با یکدیگر کار کنند؛ فرقی نمیکند گلشیری با کیارستمی، کیارستمی با فلان نویسنده، دولتآبادی با تقوایی و تقوایی با آن نویسنده. نشد. بین هنرمندان و اهل خلاقیت چنان تفرقهای ایجاد شد که آدمها متاسفانه نتوانستند یکدیگر را از آنچه که هستند تکمیلتر کنند. غبنی است که ما داریم. حیف شد. یادش گرامی.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

