امروز : چهارشنبه, ۶ اسفند , ۱۴۰۴
- عزت واقعی در استقلال از فرهنگ مصرفگرایی است، نه در وابستگی به مارکها
- معجزه قرآن در عصر مدرن؛ اقبال جهانی به کلام الله علیرغم همه دشمنیها
- شفافسازی مالی رویدادهای هنری/ وقتی هزینه اجرا بیشتر از جوایز است!
- فراخوان هیئتها برای طراحی برنامه های محرم ۱۴۰۵
- «بر فراز ابرها»؛ تجربه خروج از منطقه امن زندگی و مواجهه با طوفانها
- قرآن کریم در قاعده سازی اصول فقه چه نقشی دارد؟
- چهار آلبوم از یک خواننده بختیاری منتشر شد؛ همکاری با چند پژوهشگر
- احکام شرعی ماه رمضان؛ شرایط تشخیص بیماری برای روزه دار
- هادی چوپان: پهلوان برای کشورش غیرت دارد
- برداشتی از الگوی مطلوب انسان اقتصادی در آموزه های اسلام
- «یک نبرد پس از نبرد دیگر» برنده بفتا شد؛ بیشترین باخت برای«مارتی معظم»
- تحلیلی بر وقایع اخیر با تاکید بر «خشونت، رسانه و زیست نوجوانانه»
- اکران آنلاین «پیشمرگ» از ۵ اسفند
- هشدار نهج البلاغه نسبت به خطای استراتژیک در تشخیص منابع قدرت
- روایتی مستند از تیراندازی به دختر ۱۳ ساله؛ این خانوادهها قربانی شدند!
- آغاز دو پویش «هر خانواده یک آیه» و «هر خانه یک قرآن» در فرهنگسرای قرآن
- روبات انسان نما تعادل حرکتی را مانند انسان به نمایش میگذارد
- راه نجات آثار سینمایی با اکران آنلاین/«برای رعنا» در خارج معروفتر است
- شرکتکنندگان طرح «زندگی با آیهها» تا روز سوم به ۲ میلیون نفر رسیدند
- محدودیت جدید دانشجویان خواجه نصیر برای جلوگیری از تنش در دانشگاه
- جیمز کامرون در برابر نتفلیکس ایستاد؛ مارک روفالو مخالف کارگردان مطرح
- تبلیغات محیطی شهری با موضوع «زندگی با آیهها»
- طرح جدید چت جی پی تی با قیمت ۱۰۰ دلار ارائه می شود
- آغاز اکران آنلاین مستندی با موضوع بحران آب
- ایجاد کانونهای دائمی گفتوگو در دانشگاهها؛ ارتقای سواد رسانه ای
- تیتراژ ابتدایی «پریزاد» را ببینید؛ آغازی با یک بهاریه افغانستانی
- فروپاشی دژ نامرئی سرطان با فناوری نانوحباب
- اجرای نمایش موزیکال «آهای دیوه! کجایی؟» در پردیس تئاتر تهران
- دعای روز ششم ماه رمضان و اوقات شرعی/صوت و شرح دعای روز
- فردا آخرین مهلت ثبت نام برای آزمون EPT اسفند دانشگاه آزاد
- آثار هنری وارد نظام وثیقه بانکی شدند
- طالبان حضور گروههای تروریستی در افغانستان را رد کرد
- چگونه از سرزنشها عبور کنیم؟/مشتاق گل از سرزنش خار نترسد
- کاربران نوجوان متا ناخواسته پست های مستهجن در اینستاگرام می بینند
- معرفی برگزیدگان فراخوان کارتون و کاریکاتور «شکست ترمیم ناپذیر»
- تحرکات سفارت آمریکا برای ایجاد تنش های سیاسی در عراق
- تبیین آیه ششم زندگی با آیهها؛ مریم حاجی عبدالباقی
- توضیح روابط عمومی دانشگاه شریف در مورد حمله سایبری به وبسایت دانشگاه
- ناآرامیها در سوریه ادامه دارد؛ وقوع درگیریهای مسلحانه در لاذقیه
- چه کنیم هنگام نماز خواندن از نگاه دیگران خجالت نکشیم؟
- اعطای جایزه ۲۰ هزار دلاری به نوآوریهای برتر حوزه ایمنیدرمانی
- قصد کانادا برای ارسال کمک به کوبا
- تفسیر آیه ششم زندگی با آیهها؛ حجتالاسلام عابدینی
- شبکه ملی اطلاعات نه ابزار سیاسی است نه جایگزین اینترنت
- افشای جزئیات یک جنایت خونین درغزه؛شلیک ۱۰۰۰ گلوله به سمت کاروان امدادی
- ماجرای ورود اوقاف به صنعت پرورش ماهیان دریا چیست؟/ دریا مزرعه میشود
- هوش مصنوعی ذهن شما را میخواند و به متن تبدیل میکند
- تقلای دولت ترامپ برای توجیه جنجال «نیل تا فرات»
- خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف است یا متکلم؟!
- دیپ سیک متهم به سرقت از هوش مصنوعی آنتروپیک شد
محمود دولتآبادی: سانسور تقوایی را کنار زد
دولتآبادی گفت: بهنظرم تقوایی ظرفیتهای بیشتری داشت ولی متأسفانه شرایط اجتماعی ما در این سالها و موانع که بیشتر متوجه دوستان سینمایی است مانند سانسور در مراحل مختلف، به نحوی آقای تقوایی را کنار زد. او هم که از نظر تن و توش بنیه زیادی نداشت. بنابراین تباهی یک شخصیت هنری مانند ناصر تقوایی از ۲۰ سال پیش شروع شد. من هم کمابیش در جریان احوالش بودم.
محمود دولتآبادی ناصر تقوایی را کارگردان دانا و موفقی میخواند و به دورهای که از آن سربرآوردند اشاره کرده و میگوید: ما داریم تمام میشویم و حیف شد که شرایط اجازه نداد آدمهایی که در این دوره پدید آمده بودند با یکدیگر کار کنند.
به گزارش ایسنا، این نویسنده پیشکسوت در پی درگذشت ناصر تقوایی، فیلمساز مطرح کشورمان که تجربه داستاننویسی هم داشت، بیان کرد: تقوایی هنرمند ارزندهای بود. من داستانهای او را خوانده بودم که دیدمش و با او درباره کتاب صحبت کردم. جوان بود و نوشتههایش تصویری بود و همین تصویری بودن او را به سمت سینما هدایت کرد و چه خوب شد که به سینما رفت. تقوایی کارگردان موفق و دانایی بود.
او سپس ادامه داد: بعد از ماجراهایی که در دوره قبل از انقلاب برایم پیش آمد و کارم به بازداشت کشیده شد، روابط ما کم و بعد قطع شد، البته ارتباطمان زیاد هم نبود. بعد از انقلاب هم گهگاه همدیگر را دیدیدم. یکبار اتفاقا او را دعوت کردم و به بیرون شهر رفتیم تا از او بپرسم چه کسی پیشنهاد کرد که شما «دایی جان ناپلئون» را بسازید؟ خب «دایی جان ناپلئون» نمایش مُسلسلی بود که همه مردم ایران دیدند. گفت: والله خود آقایان! گفتم: یعنی چه؟ گفت: آقای گرگین این کتاب را به من داد و گفت از طرف آقای رئیس تلویزیون است.
من داشتم میرفتم اهواز. گفت این کتاب را در راه بخوان. من هم خواندم. زمانی که برگشتم، گفت: بهنظرت چطور میرسد؟ گفتم: کتاب خوبی است. گفتند: میتوانی آن را فیلم کنی؟ گفتم: بله؛ و شروع کردم فیلم کردن. قصدم از این سؤال این بود که بدانم چه کسانی پشت سیاست این سریال بودند که توانست زندگی دربار را در آن زمان با آن بیان شیرین مضحکه کند؟ دیدم خود آقایان بودند. این سریال خیلی موفق بود.
دولتآبادی خاطرنشان کرد: بهنظرم تقوایی ظرفیتهای بیشتری داشت ولی متأسفانه شرایط اجتماعی ما در این سالها و موانع که بیشتر متوجه دوستان سینمایی است مانند سانسور در مراحل مختلف، به نحوی آقای تقوایی را کنار زد. او هم که از نظر تن و توش بنیه زیادی نداشت؛ بنابراین تباهی یک شخصیت هنری مانند ناصر تقوایی از ۲۰ سال پیش شروع شد. من هم کمابیش در جریان احوالش بودم.
او سپس با اشاره به دیدارهای گاهگاه خود با تقوایی گفت: یکی دوبار هم او را دیدم و به خانه رساندمش و یکبار درباره رودکی صحبت کردیم. ایشان گفت با هم درباره رودکی کار کنیم. گفتم من اهل تحقیق نیستم. بحث بر این بود که زبان رودکی نمیتواند ناگهانی متولد شده باشد
محمود دولتآبادی در ادامه گفتوگو با ایسنا درباره اینکه ناصر تقوایی میخواست فیلمی از رمان «جای خالی سلوچ» او بسازد گفت: به من گفت طرح «جای خالی سلوچ» را بنویس و به من بده تا برای ساختن آن فکر کنم. گفتم: ناصر من مینویسم ولی تو نمیتوانی این کار را بکنی، برای اینکه دشوار است. قسمتهایی که عباس با شتر کار دارد، سنگین است. ولی نوشتم و طرح را به او دادم. البته انجام نگرفت. به هر حال دیگر نپرسیدم چرا انجام نگرفت. متأسفانه نشد. اگر تواناییاش را میداشت در زمانی که نیرو داشت، بهترین کارگردان برای ساختن این اثر بود. بههرحال طرح موجود است و «مرضیه» (وفامهر، همسر ناصر تقوایی) میتواند آن را در آرشیو تقوایی پیدا کند، زیرا آن را از تقوایی نگرفتم.
این داستاننویس در پایان خاطرنشان کرد: دورهای که گذشت، و ماها داریم به آخر میرسیم، حیف شد که شرایط اجازه نداد آدمهایی که در این دوره پدید آمده بودند با یکدیگر کار کنند؛ فرقی نمیکند گلشیری با کیارستمی، کیارستمی با فلان نویسنده، دولتآبادی با تقوایی و تقوایی با آن نویسنده. نشد. بین هنرمندان و اهل خلاقیت چنان تفرقهای ایجاد شد که آدمها متاسفانه نتوانستند یکدیگر را از آنچه که هستند تکمیلتر کنند. غبنی است که ما داریم. حیف شد. یادش گرامی.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

